الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )
115
ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )
اعضاى بدنش ) . ثعلب گفته : طابق - به فتح باء - و طابق - به كسر باء - عضو بدن انسان است ، مانند دست و امثال آن ، و به همين معنى آمده در حديث على عليه السّلام كه درمورد سارق فرمود ، منحصرا امر به قطع « طابق » او شده ؛ يعنى دست او . و نيز در حديث ديگرى فرمود : آنگاه نان پخته و « طابقى » از گوسفند بريان كردم ؛ يعنى ( نيمى از گوسفند ) . « 1 » و در جمهره آورده : هرچيزىكه قسمتى از آن بر بالاى قسمت ديگرش قرار گيرد قسمت بالا را « طبق اسفل » گويند و السموات الطباق ؛ يعنى آسمانهاى طبقهطبقه بالاى هم . و مستفاد از كلام جمهره اين است كه مقصود از طابقين ، دو طبقه از آتش است نه دو آجر آتشى . بنابراين سخن امام عليه السّلام در معناى قول خداى تعالى است : يَوْمَ يَغْشاهُمُ الْعَذابُ مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ . . . ؛ « 2 » روزى كه عذاب خدا از بالا و زير آنها را فروگيرد . در تفسير قمى دربارهء قول خداى تعالى : . . . فَالَّذِينَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيابٌ مِنْ نارٍ يُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُؤُسِهِمُ الْحَمِيمُ * يُصْهَرُ بِهِ ما فِي بُطُونِهِمْ وَ الْجُلُودُ * وَ لَهُمْ مَقامِعُ مِنْ حَدِيدٍ * كُلَّما أَرادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْها مِنْ غَمٍّ أُعِيدُوا فِيها وَ ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِيقِ ؛ « 3 » كافران را لباسى از آتش دوزخ به قامت بريدهاند و بر سر آنان آب سوزان حميم جهنم ريزند ، تا پوست بدنشان و آنچه در درون آنهاست به آن آب سوزان گداخته شود ، و گرز گران و عمودهاى آهنين بر سر آنها مهيا باشد . هرگاه خواهند از دوزخ به درآيند و از غم و اندوه نجات يابند باز فرشتگان عذاب آنان را به دوزخ برگردانند و گويند : باز بايد عذاب آتش سوزان را بچشند ، آمده : آتش چنان او را بسوزاند كه لب پايينش فروهشته به نافش رسد و لب بالاى او برآمده تا وسط سرش رسد . « 4 »
--> ( 1 ) . ابن اثير ، نهايه ، ج 3 ، ص 114 . ( 2 ) . عنكبوت ( 29 ) آيهء 55 . ( 3 ) . حج ( 22 ) آيات 19 - 22 . ( 4 ) . ج 2 ، ص 8 .